تبليغاتX
سمساری

سمساری

من از هر دری خواهم نوشت...از هر دلیلی که باعث نوشتنم شود

جنگ همیشه بین اون دو نفری هست که بخوبی همدیگر رو میشناسند و بوسیله مردمی اجرا میشه که اصلا همدیگر رو نمیشناسن....

ارنست  همینگوی

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت   توسط نوشین  | 

احساسات زیادی در حال قلیانه.. و مسلما  مثل هر زمان دیگری تفاوت نظرهای زیادی هم در بین همین ماهایی که مخالف هردو گروه هستیم. ولی اونچه برای من داره رنگ پررنگتری پیدا میکنه اینه که همه ما ادمهای روی زمین عروسک خیمه شب بازی یک عده معدودی هستیم که هروقت مهره های چرخاننده با هم کنار بیان همه چی بنفعشون باشه  اونطوری دنیا میچرخه و پیش میره . تا اینکه...

امشب یک برنامه طولانی درباره پشت صحنه حوادث ۳۰ سال اخیر ایران و سایر دول در نشنال جغرافی نشون داد. که بالطبع مخ من سوت کشید www.natgeotv.com   این برنامه نشون داد که در هردوره* چجوری آمریکا و ایران با هم رابطه داشتن. و اونچه که مشخصه با قوی شدن ایران در منطقه که مهره اصلی منطقه است و تمام برنامه های آمریکا و اروپا رو میتونه  اجرا نکنه بله اگر مطابق میل اینا پیش نره پس ایران و رژیم ایران باید اولا از بین بره ثانیا قوی نشه( نیروی هسته ای) تا بتونه برنامه های آمریکا/ اروپا رو هم بهم نریزه.

اینجاست که بهتون میگم سیاست بی پدر و مادره..... خدا چقدر دلم به حال جوونهامون میسوزه .. همونها که زمان جنگ بدنیا اومدن تا بشن ارتش امام زمان؟!

* دوره رفسنجانی که با همکاری ایشون گروگانهای امریکایی از لبنان آزاد شد

دوره خاتمی که طالبان رو از بین بردن  و فهمیدن جریان ۹/۱۱ کار القاعده است

دوره احمدی نژاد که لاریجانی- کاندولنسا رایس ترتیب همه کارها رو داد که روابط حسنه بشه ولی احمدی نژاد تر زد به کل جریان با مسخره بازی هاله نور!!!

پس توجه داشته باشین که حکومت جمهوری اسلامی علیرغم شعارهای مرگ بر امریکا همیشه پشت پرده با آمریکا دوستی کرده تا بدانجایی که حالا که خطر منطقه محسوب میشه باید از هم بپاشه... البته یک اما بزرگ داره . و

اما.... اینکه حزب الله  و امثالهم که مالی بشدت از طریق ایران کمک میشه   همون پول نفتیه که ما میگیم کجا میره!!!!؟

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت   توسط نوشین  | 

چقدر غمگینم. چقدرمتحیر. چقدر  احمقانه و ساده  فکر میکردم وقتی که انرژی هسته ای حق ماست . چقدر عجیب بود که فکر میکردم که امریکا حقی در تعیین سرنوشت دگر مردم روی کره زمین ندارد. چقدر سخت است دیدن این روزها دوباره انهم از دور بدون آنکه بتوانم کاری برای کسی بکنم. چقدر سخت است دیدن خونی که بر صورت زیبایت ندا جان نقش بست. خدایا داستان حسین چیست که عالم همه دیوانه اوست. حسینیان بروی زمین در خونند و ما  دیوانه حسین در دشت کربلا؟

جهنم کجاست؟ کجای این زمین؟ چه کسانی به جهنم تعلق دارند؟ دخترکی که به هنگام شهادت  خون بر چهره داشت؟ یا بسیجی  که دخترک را به بستر مرگ برد؟ کدام ارمان؟ تا کی ما باید بهای نفت را بپردازیم؟

نمیدانستم که در سرزمین من طالبان اند و مرگ زیر سقف خانه لانه کرده! نمیدانستم که امام زمان برای ظهورش احتیاج به بستری از خون در ایران زمین داشته؟ نمیدانستم که تو انسان را خلق کردی که به اسم تو و زیر لوای تو خون بکارد و خون برداشت کند؟

این روزها مشام من فقط یک چیز را میشنود. آنهم خون. خون مردم بیگناه. برای جرعهای از ازادی.

 

 nedaye_azadi.jpg

آن خس و خاشاک تویی
پست تر از خاک تویی
شور منم نور منم
عاشق رنجور منم
زور تویی کور تویی
هاله ی بی نور تویی
دلیر بی باک منم
مالک این خاک منم
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت   توسط نوشین  | 

شنیدن کی بود مانند دیدن. ما که از راه دور فقط احساساتی شدیم و  غمگین از دیدن صحنه های خونین و شاد از این همه شجاعت  دوباره!!  ولی خیلی ها که حتی براشون فرقی نمیکنه دارن  از دور هی این اش رو بیشتر هم میزنن. کسی  که از سربازی فرار کرده. از انقلاب فرار کرده و اینها از دور آش رو هم میزنن. و بهبه میکنن به جریان.   که اونموقع دلت میخواد فقط سرشون رو بکنی. ولی این دفعه مثل سالهای ۵۷ و قبلش میمونه باز بوی انقلاب پیچیده تو هوا... یعنی توی یک سیستم چنتا رهبر باید باشه. یادم میاد زمانی که نخست وزیر هم داشتیم و همین موسوی نخست وزیر بود. بهر حال. ....اونچه خوبه امیدوارم به حال این مردم افاقه کنه.من که موندم وقتی یک ملت یک  رهبری برای نهضتشون ندارن چی میشه اینهمه کشت و کشتار...؟

 یک لینکی از رخشان بنی اعتماد بدستم رسید. خیلی تخت تاثیر قرار گرفتم. امیدوارم که این فیلم به زبان انگلیسی زیرنویسی بشه!؟ تا دنیا بفهمه چه بر زن توی ایران میاد. هر ۵ قسمتش رو نگاه کنین.

 http://www.youtube.com/watch?v=l_BinbdFndI&feature=related

  ایرانی های خارج از ایران هیچ کمکی که نمیکنن هیییییییییچ فقط حرف مفت میزنن برای ایرانی ها.البته چذا دلشون خیلی داره میسوزه بطوری که تموم زندگی و تفریحاشون رو تعطیل کردن!!!! 

تازه این روزا حرفای قشنگ و روشنفکرانه از زبان مون متراوش است! یکی  ازینا  با بهترین سیتمی هم حاکم بشه بر نمیگردند به ایران !!!و فقط الکی تظاهر به وطن پرستی میکنن.

 و با دیدن این فیلم متوجه میشیم که همین زن جماعت توی ایران با همه فشارهای حاکم... و اونهایی که کاری از دستشون بر میاد به چه خوبی و مثبتی و مهمی دارند نقش ایفا میکنن. و خوش بسعادتشون.و  چقدر زیادند اینهایی که سرشون به تنشون میارزه در ایران و چقدبسیارنددر خارج از ایران که فقط سفسطه میکنن و مغلطه و چه بسیارن که با خیالپردازی فقط شر و ور تحویل مردم میدن! که بعمل کار براید به سخندانی نیس...

 ----- اضافه میشود:

اینم مدل جدیده من هرچی میگم کلی مخالف و موافق پیدا میکنه. البته نظر همه برای من قابل تحمله. همه در شرایط یکسان به غربت پناه نبردن ولی اونچه مسلمه بزور هم نبوده برای خیلی از ماها. بخصوص که توی فرهنگ مردم داخل ایران از ما بتی ساخته شده. وگرنه نه هرکه مو بتراشد قلندری داند....

متاسفانه من خودم اینقدر مطالعات سیاسی نداشتم. شاید اگر داشتم بیشتر ازین بحث میکردم و بقول برخی بیشتر پز روشنفکرانه بودن میدادم. ولی اونچه که مسلم هست بر من اگاهی سیاسی ملت ایران  پایینه و بخاطر همین تا هرکی پاشد و قیامی کرده یک عده بیخبر دنبالش افتادن و بوق و کرنا زدن. حتی وقتی از خیلی هاشون میپرسی جریان چیه؟ میگن روزنه امیدی است که باز شده. البته بقیمت کلی کشتار و خون. بهای خون رو کی میپردازه؟ کی یادش میاد که کی توی این روزها مرد و جونش رو داد که این روزنه در دل من یا تو بوجود بیاد. شاید من و تو و همه ما بیشتر محتاج به تحصیل آگاهی های روزمره هستیم. فقط همین.

 وانگهی جنگ واقعی بین حضرات عظمی است . چون به خانوم جناب ر... برخورد که آقای ا.... متهم به دزدیشون کرد. حالا میخوان الا بلا بیاد حرفش رو پس بگیره. این وسط برای گم کردن خیلی چیزا دارن ملت رو میکشن وسط و چقدر قهرمانانه از خودشون چهره میسازن. بخدا من موندم چن دفعه آدم عاقل باید از یک سوراخ مارگزیده بشه؟ کافی نیس؟... البته جوونها این روزا بهونه شده که مثلا ازادیشون رو پس بگیرن. من فقط دعا میکنم یک کم ایرونی جماعت برای زن بیشتر ارزش انسانی و مساوی در نظر بگیره.... شاید باقی مسایل هم یواش یواش از برکت اندیشه بهتر زن رشد کنه والاه. مشگل مشگل فرهنگیه ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت   توسط نوشین  | 

بیشتر از کمی گیج میزنم. بی حوصله ام از شدت انتظار. اونجا که تقسیم قسمت میکردن به من گفتن برو تو صف انتظار و تا فعلا اینجام. سرم درد میکنه. امید و خوش بینی تنها موتوریه که هنوز یاتاقان نسوزونده. دلم برای یک نوازش و اینکه سرم رو بکنم توی سینه مادرم و موهامو بو کنه تنگه. یهو توی تنهایی خودم هستم و هنوز حوصله هیچکس رو ندارم. . بچه شدم. آره میدونم. 

بیربط:

۱.برای من تحمل برخی خیلی سخت تر از برخی دیگریست که قابل تحملند.

 ۲. توی روزمره هام میبینم که چجور یک عده خیلی ساده و خنگ میوفتن دنبال یکنفر  چلغوز

۳.ازینکه ساده ام و سادگی پیشه منه خیلی خوشحالم. و خدا رو دارم بس.

۴.پیلاتی معجزه گره. به معجزه ایمان داشته باش.

 

    

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت   توسط نوشین  |