ـیهو انلاینی یه دوست...یا بهتر بگم یه همکلاسی قدیمی از دوره دانشگاه میاد ۲ ساعت قربون صدقت میره یه خواهش داره: یه اسم بهت میدم ببین طرف کیه و چیه...مدتیه با اینترنت خواستگارمه و کشته مردمه...تحقیق میکنی و اطلاعات میدی وکلی راهنمایی ووووووووویهو واسه همیشه غیب میشه. یعنی همیشه انلاین میبینیش ولی حتی بهت جواب سلام نمیده!!!
-ایمیل میاد: فدات بشم و قربونت برم این کتاب رو این مقاله رو...نمونه این بذرو.....تهیه کن بفرست راه دوری نمیره تو که بیخ گوشته همه چی!!!! اینشالا واست جبران میکنم!!!!!
ـسال به سال میگذره و تو تو خلوت خودت میگی میرم ایران و این دفه همه رو زیارت میکنم ووووووووووای چقد دلتنگه همه هستم.......ایرانی و همه توقع دارن بری زیارتشون و یهو به خودت میگی اینا تو این ۸ سال حتی یه بار حالت رو نپرسیدن پس چرا باید وقت طلایی براشون بزارم: نمونه زنگ میزنی به شهین و این همونیه که یه سال اومد امریکا و راننده دربستش بودی! حتی یه هفته بعد زایمانت رفتی باهاش خرید چون ماشین زیره پاش نبوده و تو توی غم بیپایان خودتی که تنهایی عجب دردیه....حالا ایرانیو زنگ
زدی و دریغ که تمایلی به دیدار حتی درون یه ادم این قدر پست!!!!!!! پس من چی بودم برای تو؟دریغ از یه تلفن؟
-بهت میگن چرا نمیای ایران دلم برات یه ذره شده و ازین چرت و پرتها.... میری زنگ میزنی فلانی اومدم...ذوق مرگ میشین و بعد از چند لحظه ابراز احساسات ازت توقع داره با دوتا بجه بری سفر و بری دیدنش و بهت دلیل میاره که همین چند روزه پیش اومده تهرون و کلهی کفش خریده و دیگه فعلن نمیتونه بیاد...و من میگم باشه من میخوام بیام اصفهان و زکی میزنه اون هفته تب ویروسی میشم و یه هفته میوفتم تو رختخوا ب و نمتونم ردیف کنم که برم....زنگ میزنه با کلی گله میگه اگه تو فلان روز و بیسار روز نتونی بییی من دارم میرم مشهد و من میگم شرمنده ولی تو اون دوروز واقعا ممکن نیست.....حالا قهر میکنه و واست یه خط افلاین میذاره: تا بحال هیچکی منو به این حد دلخور و ناراحت نکرده بوووووووود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ـروزی که اومدم امریکا با یه دنیا ارزو ...تو به من گفتی خیلی پر توقعم؟! اره تو راست میگی توی این جاده بد جوری من رفتم تو جاده خاکی.....خونه دوست رو هیچ وقت پیدا نکردم. هرگز.چون روی تو حساب باز کردم . یه دوست خانوادگی که توی ایام امتحانات پایان ترم اومدی و من همه جوره پذیرایی کردم و تو در مقابل خواهش برای یه همدلی...دوست من بودن؟ به من گفتی من خیلی پرتوقعم. life sucks!![]()
-اول اینکه از وقتی اومدم نمیتونم به وبلاگه بعضیا وارد شم. چرا؟
-من رفتم توی وبلاگی شرح حالی از کفشها و عکسهایی بود از همشون که خانم صاحب وبلاگ خریداری کرده بود و به معرض نمایش گذاشته و ......پس از مقادیر زیاد چ...ی سوال و نظر خواهی کرده بود که کدوم رو بپوشه یا ببره پس بده؟ من واقعا نمیدونم به این نوشته ها در برخی از وبلاگا از چه نقطه نظری نکاه کنم.![]()
-من و بچه ها کم کم داریم بر میگردیم به روال عادی زندگی ولی هنوز ته مغزم دارم حفاری میکنم که واسه چیمونه که اینهمه غربت و تنهایی و بیکسی رو دارم تحمل میکنم....شاید اصلا حس تحمل من به بیحسی تبدیل شده؟ قاط زدم باز.
ـمن عصبانی بودم و داد و بیداد میکردم که یهو دم پله ها پسرم دستم رو گرفت و گفت: قشنگم بیا؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! انگاری اب سرد رو ریختند رو اتش![]()
ـمن توی یه گلدونه خیلی بزرگ ریحون کاشتم که خیلی سریع دارن رشد میکنن. دوتا بوته گوجه هم کاشتم که ۱۰ تا کوجه روشونه اما تا اطلاع ثانوی از عکس خبری نیست !!! چرا؟
زیراکه من با تبحر داشتم توی سرزمین عجایب عکس مینداختم که دوربینم افتاد و در جا شکست....چند جا بردمش تعمیر که گفتن قطعاتش پیدا نمیشه....اینجا هم که اصلا تعمیر صرف نمیکنه. ما هذا از عکس حالا حالا ها خبری نیست! چرا؟ من در خریدن دوربین بعدی گیر کردم. واقعا اونهایی که اینهمه مدل ساختن دادن بیرون فکر من بیچاره رو هم میکردن که توی انتخابش گیر میکنم.
