۱.دیروز بهار بود... امروز پاییزه و فردا قراره زمستان باشه. انگار بهار در زمستان تصمیم گرفت که یه پا سوک سوک کنه.
۲. امروز بالاخره رفتم دکتر ... البته برای چکاپه سالانه.. که از قضا کاشف شدیم گوشم عفونی شده و یه چنتا جام هم درست کار نمیکنه..... فعلن همه چی در دست احداثه چون حسابی اسقاطه...
اه راستی شوشو منو برد دکتر
برد منو رسوند و بعد اومد دنبالم.
۳. وقتی دکتر رفتم فهمیدم که از روز اول و سال اول که تو امریکا بودم چقدر تکنولوژی پزشکی عوض شده.EKGتمامش با یه لب تاپ بود و چن تا سیم ......
۴. من از دیشب در یک شوک مغزی به سر میبرم خیلی هم حالم گرفتس چون ادمی هستم که اصولا بیگدار به اب نمیزنم. خیلی هم حساب شده عمل میکنم. اگه یکی دیگه اینکاره من و شوشو رو کرده بود باهم میگفتیم عجب ادمهای خ. ر.ی!!!! حالا خودمون یه حماقتی کردیم که درین ۱۲ سال زناشویی بیسابقه بود. من تا به حال فکر کنم خیلی به عملکردم غره شده بودم. ولی یه ضرر خیلی بزرگ کردیم!!!!!! تقصیر من هم شد. نباید کوتاه میومدم.
۵. من برای عید امسال اصلا تو حال و هوا نیستم!!! ولی از اومدن نم نم بهار که فعلا اونم ناز کرد وو رفت خوشحالم.
۶.همسایه هندی زنگ زد و از شیرینی نارگیلی و گردویی چقدر تعریف کرد. گفت ایران چه شیرینیهای خوشمزه ای داره!!!
۷.شروین خیلی بابایی شده و دیگه اجازه نمیده من شبا براش قصه بخونم!!! اگه شوشو بره سفر من چیکار کنم؟
۸. چقدر بدم میاد وقتی میرم خرید فروشنده ها هی دورم کنن بگن چی میخوای؟ کمک میخوای؟ بابا راحتم بزارین. اومدم برم اصلا فقط یه دور بزنم. همین. ولم کنین.
۹.شروین از طرف مدرسه رفت بولینگ ... خیلی خوشش اومد.کوچیکتر که بود رفته بود با ما. ولی گردش علمی همیشه بیشتر خوش میگذره!!!
۱۰.راستی میدونستین پشت پنجره هاا و کرکره ها و پرده ها همیشه ادم هایی هستن که نشستن و زاغ سیاتون رو چوب میزنن؟ بیکاری هم بد دردیه؟!! شاید ادم نمیدونه و انگشت تو دماغشه.....!
۱۱.امروز فیلم two weeksرو دیدم که داستانه مادریه که سرطان داره و در دو هفته تموم میکنه .... خودم رو تجسم کردم که به امید اینده نشستم. ولی روزایه زندگی من همین روزاست که داره با بچه ها و شوشو سپری میشه. اینده= پیری چیزه زیادی در بر نداره!!!!
۱۲.از اون موقع که دارم سعی میکنم پازیتیو باشم. از هرچی و کی که بدم میومده بیشتر خوشم میادش!و قدر دانی میکنم. حتی ازونایی که با من بد تا کردن.... دلمم براشون میسوزه. که این امکان رو نداشتن که زندگی رو بهتر ببینن یا .....نمیدونم چرا باز یاد مریم افتادم. یه دلیلی داره که اینروزا زیاد میاد پیشه من!!!
۱۳. بالاخره ۱۳ تا نوشتم.... هووووووووورا
... راستی کسی میدونه گردنبند کهربا تو خواب چیه؟
اشپزخونه با نخودچی از مرجان به روزه. شیرین کام باشین.