امروز تعطیلات پاییز شروع شد. هوا خنک تگری. من دوست دارم. وقتی پنجره ماشین پایینه و خنکی میزنه تو صورتم حال میام. باید میرفتم سراغ یکی از کارام. فکر کردم ۱۲ باید برم نگو یازده بود. دیر رسیدم. حاضر کردن بچه ها خودش همیشه کار میبره. بعدش بردمشون ناهار خریدیم و ناهارو بردیم با خودمون سینما که یه فیلم جدیدی رو ببینیم. رفتیم ردیف بالای بالا نشستیم جایی که بچه ها همیشه دوست دارن اون بالای بالا و درست وسط بشینن و تماشای فیلم کنن!!!! ناهار تموم شد! شروین پاپکورن میخواست و نونا M&M و بابت دوتاش ۸ دلار دادم!!!!یچی حدود ۴۵ دیقه پیش نمایش کارتونها و فیلمهای آینده رو نگاه کردیم در حالیکه تا رسیده بودیم باید فیلم شروع میشد. خبری نشد از فیلم که نشد. و وقتی خوراکی ها ته کشید و صدای بچه ها درومد. اومدن و معذرت خواهی کردن و گفتن پروژکتور خرابه و درست بشو نیس!!! و نفری یه بلیط بهمون دادن تا بعد...... ما هم خدا خواسته سیر و در حالیکه خوابمون گرفته بود برگشتیم خونه!
همون موقع شوهری زنگ زد که میای بریم رای بدیم و من گفتم بهترین موقع همینه! و رفتیم رای دادیم و ازین وظیفه شرعی هم خلاصی یافتیم. خیلی شلوغ بود.عجیبه. مثل اینکه مردم ایندفه واقعا میترسن.
پ.ن.
۱.فقر خیلی بده. وقتی گفت شاید سالی دوبار هم نتونه بیاد تو مال دلم سوخت. یه دختر جوون سیاه که مشکل جسمی هم داره!
۲.از همه جا عنکبوت را میره واقعا انگار باورشون شده که هالوینه
![]()
![]()
ادامه مطلب
- یکی میره یک دوست دختر امریکایی میگیره جلو همه ازش بد میگه ولی به خودش که میرسه میخواد خودشو براش زیر لاستیک ۱۸ چرخ له کنه=typical Irani
-یک خانومی داشت منو به شوهرش معرفی میکرد . داشته باشین که هردو خیلی مسن. یهو اقاهه گفت بله من شما رو دفه پیش یادمه؟ و من بهش گفتم wow good memory. برگشت گفت نه بخاطر اینکه خوشگلی یادم مونده
و نیش باز... و من
و خانومه؟ خب معلومه با یه کتاب شروع کرد شوهره رو کتک زدن.
-تموم لباس ها رو دارم جمع میکنم بدم به گوووود ویلgood will خیلی هاش تگ روشه. البته هدیه بوده بیشترش به بچه ها. بچه ها هم که یاد گرفتن هرچی رو نپوشن.
یکی میمرد زدرد بیدوایی یکی هم brand name نباشد میرود گود ویل!!!! بخدا چی بچگی کردم من؟ خدا جون فقط یبار دیگه بزار من بچه بشمplzzzzzzzzzzzzzzzzz
-نتیجه گیری زندگی من- تعریف: خوردن / نخوابیدن/ ورزش کمی/ مطالعه/ کارکردن/ شستن/ رفتن / خریدن/غر شنیدن/ بیمحلی شدن/پختن/ شستن/ رفتن/ جمع کردن ریخت و پاش/ تلفن جواب دادن/خوردن/ نخوابیدن/ غر شنیدن/ کامپیوتر بازی/ وبلاگ بازی/پختن/ اطاعت امر یک وجبی ها/ رفتن/ شستن/ پختن/شوفری/ ..........بزودی بهش یکدنیا کار بیشتر هم اضافه میشه اصلا نترسین. بقول کاغذ بیخط چن بار پشت سر هم میتونی اینا رو بگی؟
- اینقدر بیقرارم که یارم داره میییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییاد. دارم پایه پیدا میکنم اساسی.

با بوق و کرنا هی گفتن کی میاد تا تو گردش علمی به بچه ها کمک کنه؟ نونا هم اصرار که بیا. درست همون روز شروین هم گردش علمی داشت. من هم که فقط یک جسم دارم ولی در دو روح. گفتیم همین یکی بزرگه که بیشتر توقع داره باهاش بریم. صبحی بدو بدو رفتیم خرید ناهار بچه ها یه توله به نیش رفتیم به مدرسه شروین اول و وسایل و پول و شروین رو دادیم بهشون . بدو بدو توله دوم رو رسوندیم مدرسه و منتظر باقی مامی ها شدیم تا بیان. نشسته بودم تو ماشین که یهو یکی از مادرها سر رسید و گفت:are you a zoooooooooooooooooo MOM و بنده گفتم :
yes
.. and by the way thanks for new title. sounds very nice!
خلاصه Janetپرید تو ماشین من که پول بنزین نده! و با هم رفتیم زووووووووووووووووووووووو اونسر شهر!
و از ساعت ۸:۳۰ تا ۲:۰۰ بعد از ظهر آی بالا و پایین شدیم ازین تپه ها. و البته که مشاممون به بوی هزاران بو گندو نوازش شد. هرکدوم ازین بچه ها یک ورقه سوال و جواب داشتن که باید میرفتن این حیوون های بیچاره هرو زیر و رو میکردن تا جوابشون رو توی ورقه بنویسن. و بالاخره اینکه وقتی سفر به اتمام رسید. جواب همه سوالها هم کشف شد. به این میگن روش تحقیق؟ خداییش کدومتون تو ایران حتی تو دانشگاه اینجوری درس یاد میگیرین؟
یه چن تا عکس برای اینکه بیکار نمونین:
همانا به وظیفه شرعی خود که رای دادن است بپردازید
نوشین . والسلام.
خب امشب یه دی بیت دیگه بین مک گین و اوباماست و البته بعد از کلینتون که رفت کنار خب معلومه که من به اوباما رای میدم.البته نه که من دموکرات باشم چون اصولا با برخی از سیاست هاشون موافق نیستم. ولی متاسفانه چیزی که توی این دوره از انتخابات فهمیدم اینه که چقدر آدم الکی متعصب وجود داره که عمرا حاضر نیستن به یه سیاه رای بدن. یکی از همسایه هام میگفت من میترسم اگه بهش رای بدم بکشنش و من مسوول هستم ! یکی دیگه میگفت این جوونه و تشنه قدرت پس خون به پا میکنه. و یکی میگفت اگه این انتخاب بشه حتما میرم کانادا زندگی کنم. دیگه تو آمریکا نمیمونم!!! خلاصه توی یه شهر ۱۰۰ هزار نفری ما به این نتیجه میرسیم که شدیدا در جهالت در سال ۲۰۰۸ بسر میبریم و جون به جونمون کنن آدم بشو نیستیم که نیستیم. و خداییش طبق معمول تنها مسالهای که به این جهالت دامن میزنه صد در صد مذهب هستش و بست. از یکی از دفتر های اوباما زنگ زدن که بیا این چن روز در به در برو و روی رای مردم اعمال فشار کن و ازین حرفا! گفتم بنده غلط بکنم برم همین مونده یه فس منو بگیرن کتک بزنن. گفتم هرکاری از پشت کامپیوتر(زره) میخواین برای کمپینتون میکنم ولی جون مادرتون بیخیال شین. و قرار شد از رای گیری زود تر از موقع دفاع و تبلیغ کنم.
توی این بازار ورشکست آمریکا که دنا رو لرزونده و همه دارن بدبختمیشن من این یک رغم رو نفهمیدم که کسی از موضع خرید کردنش دست نکشیده و این مال که میری مالامال از انسانهایی است که لباس و کفش ندیده اند و در حال خرید یا طوری تو فروشگه خرید میکنن که انگاری قحطی میخواد بیاد. خلاصه که من نفهمیدم کجای اقتصاد داره میلنگه؟! درست مثل ایران که مردم از گرونی مینلن و بعد میبینی با هم چشم و همچش میکنن خروار خروار.
منشا: http://www.sweetestday.com/
کادو یادتون نره؟!!!!
فکر کنم همه ما ایرونی ها عقل کلیم. تا من /تو یه چی تو این وبلاگ مینویسیم. هزاران دست اندر کار میان تصحیح اش میکنن. نه که فکر کنی که از رو دوستی بلکه میخوان بگن تو اندازه ارزن هم حالیت نیس و من خیلی عقل کلم(زهی خیال باطل).....
فکر کنم ما ایرونی ها از دم نصیحت کننده خیلی خوبی هستیم. خب میدونی که چون عقل کل خوبی هستیم. نه شوهر کردیم نه بچه داریم. داریم هم بهت شوهرداری یاد میدیم هم بچه داری چون ما بیشتر میدونیم حتی از تمامی دانشمندان علوم تعلیم و تربیت.تازه کجای کاری به همه میتونیم نظر بدیم که شوهر تو خوبه یا بد در حالی که خودمون اینهو خر تو گل زندگی خودمون گیر کردیم.
فکر کنم ما ایرونی ها اصلا دلمون نمیخواد عقایدمون رو به هم تحمیل کنیم . فقط حرفی که میزنیم بدون سند و علت کاملا و صد البته درسته و بدون هیچ برو برگردی تو نوعی هم باید بپذیری. آش کشک خاله اته.....
فکر کنم مردای ایرانی هم همیشه فکر میکنن بهترین ادمهای روی زمین هستند و ما شانس آوردیم که به پست آدم بد نخوردیم وگرنه حتما فرق خوب و بدشون رو به عنوان زن میفهمیدیم.
فکر کنم نمیدونیم که هرچه کنیم به خود کنیم گر همه نیکو بد کنیم.... بخصوص وای اگر بد کردی. اونموقع بشین مغزت رو بکار بنداز بفهمی که چرا تمام شانس هات کور شده. چرا اینقدر بدبختی. اگر خوبی کردی هم که دیگه مبارکت.
We must learn our limits. We are all something, but none of us are everythingپاسکال
پ.ن. معرفی یک وبلاگ خیلی جالب . من که خیلی شاد شدم:
http://www.dayyertashbad.blogfa.com/ وبلاگ یک سرباز معلم
شاید سالها طول کشید تا بفهمم که چی از زندگیم میخوام. خیلی وقتها و بازم میگم بسیار پیش میاد که آدم ها اون راهی رو نمیرن که میخوان و درگیر با هزاران واقعه میشن و میگن قسمت این بود. من منکر قسمت نمیشم و دایره تقدیر و اونچه که بهش میگن fate ....باید یاد میگرفتم که مسیر زندگی من رو میاره به اینجا وسط آمریکا تا بعد از بسیاری از جابجایی ها و انتقالی ها و خشمی که همیشه داشتم که چرا با این همه استعداد هنوز نتونستم اون جایی باشم و کاری رو داشته باشم که میخوام. ولی الان کاملا میفهمم که چی میخوام و کجام و اینکه من اراده زیادی دارم بر اونچه که باید اتفاق بیوفته. مرسی خدا. الان میفهمم همه چی رو. مرسی که به من کریسما دادی. آسون نیست و نخواهد بود این همه باری که بر دوش من گذاشتی ... ولی شکر.
این روزا من معتاد به چای سبز شدم. علتش هم اینه که در مطالب مختلف از مجلات مختلف خوندم که با داشتن انتی اکسیدان فراوان - ماده ای بنام ECGC میتونه باعث سوخت و ساز مواد بیشتر بشه و بعبارتی دیگه متابولیسم رو بالا میبره. برای این منظور باید سعی کنین مقدر زیادی از چای سبز را روزانه بنوشید. که بهتر هست سه لیوان کافین دار و باقی رو بصورت بی کافیین مصرف کنین . چون کافیین زیاد برای بدن خوب نیست و اینسامنیا( بیخوابی) از عوارض اولیه هست.
از خواص دیگه :
ضد سرطان
پایین اوردن کلسترل بد
ضد انعقاد خون و مفید برای قلب
ضد عفونت و تورم
ایمنی سیستم بدن
ضد روماتووییدارتریز
-------------------------------------------------
برای درست کردن چای سبز باید اب که جوشید ۳ دیقه خاموش و سرد بشه و بعد رو چایی بریزین و ۵ دیقه دم کنین. یک قاشق عسل برای شیرین کردنش و گل بهار نارنج برای طعم عوض کردنش / اضافه کردن لیمو ترش / یا هرچی که مذاقتون شایسته و بایسته است رو پیشنهاد میکن.
برای خانوم باردار نوشیدن کافیین خوب نیست ولی اگر بتونین بیکافیین پیدا کنین و بنوشین ۱۰۰٪ خوبه . بازم با دکترتون مشورت کنین.
فکر میکنی اگر پدر یا مادر شدی این حق رو داری که که برای بچه ات تصمیم بگیری که با کی ازدواج کنه؟
فکر میکنی خودت چقدر در زندگی درست عمل کردی که بنا به اون تجربه خودت میخوای راه درست رو از نادرست برای فرزندت تمییز بدی؟
فکر میکنی با ازدواج فرزندت غریبه ای پادر اشیانه قلب اون میزاره و تورو ازش میدزده؟
فکر میکنی تمام زندگیت رو به پاش گذاشتی پس باید الان که درست موقع عشق و حال و ازدواجشه باید به تو اون همه خوبی رو پس بده؟
فکر میکنی اگر بهش بگی که داره اشتباه میکنه و باید جدا بشه از طرفش بهش کمک میکنی؟
فکر میکنی اگر بچه خوبی باشه و از طرفش جدا شد و به حرف تو گوش کرد. چه کار جالبی بود؟و ازون مهمتر چه بچه خوبی تربیت کردی؟
........ حالا که تنها و بیکس توی ۵۵ سالگی منتظر نشسته تا خواستگار براش بیاد و شوهری پیدا کنه و مستاصل شده و از همه کمک میخواد تا همدمی بیابه؟ چی فکر میکنی؟!..... آهان تقصیر تو نبود؟ چه جالب؟
پ.ن. زولبیا دلت میخواد؟ به اشپزخونه یه سر بزن؟ ببین چی دارم برات![]()
چرا کردی؟
خب معلومه که بگن به به چه خانومی/ آقایی؟ چقدر خوبه؟ تعریف خوب بودن چی بوده؟ هیچ وقت فکر کردی چقدر سنگین بهای این رو پرداختی که همگان از تو راضی باشن. و آیا به خودت اومدی که برای خودت . آره برای خودت . برای دل خودت . برای شادی جسم و روح خودت تا بحال چیکار کردی؟
پس برو خودت باش تا خیلی دیر نشده.
پ.ن: بهت زنگ زدم. چون دلم دیگه طاقت نیوورد. ولی چجوریه که تو من رو فراموش کردی؟ چقدر سخته؟ و چقدر دلتنگم.








