تبليغاتX
سمساری

سمساری

من از هر دری خواهم نوشت...از هر دلیلی که باعث نوشتنم شود

چقدر غمگینم. چقدرمتحیر. چقدر  احمقانه و ساده  فکر میکردم وقتی که انرژی هسته ای حق ماست . چقدر عجیب بود که فکر میکردم که امریکا حقی در تعیین سرنوشت دگر مردم روی کره زمین ندارد. چقدر سخت است دیدن این روزها دوباره انهم از دور بدون آنکه بتوانم کاری برای کسی بکنم. چقدر سخت است دیدن خونی که بر صورت زیبایت ندا جان نقش بست. خدایا داستان حسین چیست که عالم همه دیوانه اوست. حسینیان بروی زمین در خونند و ما  دیوانه حسین در دشت کربلا؟

جهنم کجاست؟ کجای این زمین؟ چه کسانی به جهنم تعلق دارند؟ دخترکی که به هنگام شهادت  خون بر چهره داشت؟ یا بسیجی  که دخترک را به بستر مرگ برد؟ کدام ارمان؟ تا کی ما باید بهای نفت را بپردازیم؟

نمیدانستم که در سرزمین من طالبان اند و مرگ زیر سقف خانه لانه کرده! نمیدانستم که امام زمان برای ظهورش احتیاج به بستری از خون در ایران زمین داشته؟ نمیدانستم که تو انسان را خلق کردی که به اسم تو و زیر لوای تو خون بکارد و خون برداشت کند؟

این روزها مشام من فقط یک چیز را میشنود. آنهم خون. خون مردم بیگناه. برای جرعهای از ازادی.

 

 nedaye_azadi.jpg

آن خس و خاشاک تویی
پست تر از خاک تویی
شور منم نور منم
عاشق رنجور منم
زور تویی کور تویی
هاله ی بی نور تویی
دلیر بی باک منم
مالک این خاک منم
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت   توسط نوشین  | 

شنیدن کی بود مانند دیدن. ما که از راه دور فقط احساساتی شدیم و  غمگین از دیدن صحنه های خونین و شاد از این همه شجاعت  دوباره!!  ولی خیلی ها که حتی براشون فرقی نمیکنه دارن  از دور هی این اش رو بیشتر هم میزنن. کسی  که از سربازی فرار کرده. از انقلاب فرار کرده و اینها از دور آش رو هم میزنن. و بهبه میکنن به جریان.   که اونموقع دلت میخواد فقط سرشون رو بکنی. ولی این دفعه مثل سالهای ۵۷ و قبلش میمونه باز بوی انقلاب پیچیده تو هوا... یعنی توی یک سیستم چنتا رهبر باید باشه. یادم میاد زمانی که نخست وزیر هم داشتیم و همین موسوی نخست وزیر بود. بهر حال. ....اونچه خوبه امیدوارم به حال این مردم افاقه کنه.من که موندم وقتی یک ملت یک  رهبری برای نهضتشون ندارن چی میشه اینهمه کشت و کشتار...؟

 یک لینکی از رخشان بنی اعتماد بدستم رسید. خیلی تخت تاثیر قرار گرفتم. امیدوارم که این فیلم به زبان انگلیسی زیرنویسی بشه!؟ تا دنیا بفهمه چه بر زن توی ایران میاد. هر ۵ قسمتش رو نگاه کنین.

 http://www.youtube.com/watch?v=l_BinbdFndI&feature=related

  ایرانی های خارج از ایران هیچ کمکی که نمیکنن هیییییییییچ فقط حرف مفت میزنن برای ایرانی ها.البته چذا دلشون خیلی داره میسوزه بطوری که تموم زندگی و تفریحاشون رو تعطیل کردن!!!! 

تازه این روزا حرفای قشنگ و روشنفکرانه از زبان مون متراوش است! یکی  ازینا  با بهترین سیتمی هم حاکم بشه بر نمیگردند به ایران !!!و فقط الکی تظاهر به وطن پرستی میکنن.

 و با دیدن این فیلم متوجه میشیم که همین زن جماعت توی ایران با همه فشارهای حاکم... و اونهایی که کاری از دستشون بر میاد به چه خوبی و مثبتی و مهمی دارند نقش ایفا میکنن. و خوش بسعادتشون.و  چقدر زیادند اینهایی که سرشون به تنشون میارزه در ایران و چقدبسیارنددر خارج از ایران که فقط سفسطه میکنن و مغلطه و چه بسیارن که با خیالپردازی فقط شر و ور تحویل مردم میدن! که بعمل کار براید به سخندانی نیس...

 ----- اضافه میشود:

اینم مدل جدیده من هرچی میگم کلی مخالف و موافق پیدا میکنه. البته نظر همه برای من قابل تحمله. همه در شرایط یکسان به غربت پناه نبردن ولی اونچه مسلمه بزور هم نبوده برای خیلی از ماها. بخصوص که توی فرهنگ مردم داخل ایران از ما بتی ساخته شده. وگرنه نه هرکه مو بتراشد قلندری داند....

متاسفانه من خودم اینقدر مطالعات سیاسی نداشتم. شاید اگر داشتم بیشتر ازین بحث میکردم و بقول برخی بیشتر پز روشنفکرانه بودن میدادم. ولی اونچه که مسلم هست بر من اگاهی سیاسی ملت ایران  پایینه و بخاطر همین تا هرکی پاشد و قیامی کرده یک عده بیخبر دنبالش افتادن و بوق و کرنا زدن. حتی وقتی از خیلی هاشون میپرسی جریان چیه؟ میگن روزنه امیدی است که باز شده. البته بقیمت کلی کشتار و خون. بهای خون رو کی میپردازه؟ کی یادش میاد که کی توی این روزها مرد و جونش رو داد که این روزنه در دل من یا تو بوجود بیاد. شاید من و تو و همه ما بیشتر محتاج به تحصیل آگاهی های روزمره هستیم. فقط همین.

 وانگهی جنگ واقعی بین حضرات عظمی است . چون به خانوم جناب ر... برخورد که آقای ا.... متهم به دزدیشون کرد. حالا میخوان الا بلا بیاد حرفش رو پس بگیره. این وسط برای گم کردن خیلی چیزا دارن ملت رو میکشن وسط و چقدر قهرمانانه از خودشون چهره میسازن. بخدا من موندم چن دفعه آدم عاقل باید از یک سوراخ مارگزیده بشه؟ کافی نیس؟... البته جوونها این روزا بهونه شده که مثلا ازادیشون رو پس بگیرن. من فقط دعا میکنم یک کم ایرونی جماعت برای زن بیشتر ارزش انسانی و مساوی در نظر بگیره.... شاید باقی مسایل هم یواش یواش از برکت اندیشه بهتر زن رشد کنه والاه. مشگل مشگل فرهنگیه ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت   توسط نوشین  | 

بیشتر از کمی گیج میزنم. بی حوصله ام از شدت انتظار. اونجا که تقسیم قسمت میکردن به من گفتن برو تو صف انتظار و تا فعلا اینجام. سرم درد میکنه. امید و خوش بینی تنها موتوریه که هنوز یاتاقان نسوزونده. دلم برای یک نوازش و اینکه سرم رو بکنم توی سینه مادرم و موهامو بو کنه تنگه. یهو توی تنهایی خودم هستم و هنوز حوصله هیچکس رو ندارم. . بچه شدم. آره میدونم. 

بیربط:

۱.برای من تحمل برخی خیلی سخت تر از برخی دیگریست که قابل تحملند.

 ۲. توی روزمره هام میبینم که چجور یک عده خیلی ساده و خنگ میوفتن دنبال یکنفر  چلغوز

۳.ازینکه ساده ام و سادگی پیشه منه خیلی خوشحالم. و خدا رو دارم بس.

۴.پیلاتی معجزه گره. به معجزه ایمان داشته باش.

 

    

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت   توسط نوشین  | 

نیستم. اقا / خانومم اهل سیاست نیستم. چون دروغه و کثیف. یک مشت میان زور میگن جیباشون و پر میکنن و میرن یک عده دیگه میان. فرقی نمیکنه که کدوم جناح باشه؟ یا کی با چه مذهبی و سیاستی بیاد روی کار. خر میاد.. خر میره و پالون عوض میکنن. ولی خریت یک اصل جاویدان باقی میمونه.

چرا ادم مخ خودش رو میندازه توی منجنیق مذهب های رنگ برنگ و شاخه به شاخه؟ چرا یکی رو علم میکنه بعدش بهش رای میده و آخرش همون آشو کاسه است؟ راستش رو بخواین مردم ما به هیچ جایی با این رای و انتخابات و این حرفا نمیرسن. تازه انشالاه و امید به خدا که برسن. من که بخیل نیستم. ولی خدا وکیلی بیان بگین شما که یک عمره از ایران زدین بیرون . رفتین دنبال همه چی فرنگی؟ چرا اینقدر دارین برای سرنوشت مملکت ایران زور میزنین؟ شما که برنمیگردین ایران؟ شما که برای خیلی هاتون کیف و ماشین فلان خیلی مهمتر از اینه که بدونین چی داره سر کلی بجه خیابونی توی ایران میاد؟ شما که حاضر نیستی بچه خودتو توی اون خراب شده ( اصطلاحی که شما استفاده میکنی) بزرگ کنی؟ چرا اینقدر الکی نظریه صادر میکنین؟خداییش فقط میگم که خیلی بیکارین همین. یا طبق عادت تموم آدمهای وراج مشتی وراجی است. 

( یک یادآوری:یک نگاه بدور و بر خودت بکن . یک جمع ساده و کوچیک ایرونی. هیچکی هیچکی رو قبول  نداره. و ازون مهمتر تا پای برد و باخت میشه پته همه رو ابه و ازون شایع تر اینکه مسایل مهمتری همیشه در جریانه. مهم اینه که رنگ رژ لبمون به روسری مون بیاد. شلوارمون برمودا باشه و دمپایی لا انگشتی بپوشیم. رنگ موهای سرمون عج وجق باشه و هرچی مریخی تر بهتر. تحصیل کرده ها مون خدا باشن در حالی که یک سوال ساده درسی بچه اشون رو نتونن کمک کنن. همه باید دکتر باشیم چون پرستیژ میده بهمون. باید ماشینهای آخرین مدل سوار شیم ولی فلان فروشنده پدر سوخته که خون باباشو میخواد از چونه زدنمون بکشیم.این یعنی گور بابای اقتصاد مملکت . من داشته باشم بقیه کی باشن؟ همه بهم تو روی هم تعریف کنیم و پشت سر هم رجز بخونیم. تهرونی ها به سایر مردم ایران بگن شهرستونی و شهرستونی ها هم با تهرونی ها دشمن خونی باشن. طلا بخریم . سکه جمع کنیم چ.ن همه ما خدای اقتصادیم. با بچه هامون وقت نذاریم ولی بهترین کلاب ها و برنامه های مجردی بریم. )

یک توصیه کوچولو:

کاش هرکی  فقط یک کم از اصلاح خودش شروع میکرد.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 جواب به نظرات: تصمیم گرفتم اینجا بنویسم تا بدونین که نه شعار میدم نه ژست میگیرم.  نه روشنفکرم. من یک آدم معمولی هستم با توانایی های معمولی.

  فکر کنین وقتی کباب نخورده  یکی ؟هی بخواین مزه کباب رو براش تعریف کنی و توضیح بدی . خیلی مسایل توی زندگی هم همینه باید به چشم خودت ببینی و بشنوی.  والاه آمریکا بودن  یا خارج از ایران بودن هم همینه. درسته که دلار در میاد . دلار هم خرج میشه. و خرجهایی که میشه نظیر مالیات بر درآمد . مالیات دادن بهنگام خرید.  پول اب و برق و گاز سرسام آور . بنزین گرون. هزینه های پزشکی وحشتناک  اینجا رو کسی حاضره اصلا توی ایران زیر بارش بره؟ و صد البته که هرچی در میاد خرج میشه و بیشتر اوقات همه روی کارت اعتباری به حدی مقروض هستند که با یک تلنگوری و یک اتفاق ناخواسته توی زندگیشون میتونن به قعر ورشکستگی برن و نابود بشن. شمایی که توی ایران خونه پدری بهتون میرسه و یک ماه قسط   نمیدین. ماشینی که سوار میشین و پز میدین که آخرین سیستمه از دم نقد خریداری شده... 

 قبلا هم گفتم ولی اینجا بودن مزایای زیادی داره. اول از همه اینکه من از زن بودن خودم نه تنها بیزار نیستم بلکه همیشه افتخار میکنم. دوم اینکه وقتی توی خیابون با یک غریبه چشم تو چشم میشم بهم لبخند میزنیم نه چش غره... سوم  اینکه دختر من اگر داره نمودار های ستونی رو توی سوم دبستان میفهمه و یاد میگیره داره میفهمه نه که طوطی وار فرمول تو مغزش بشه. و اینکه یک دختر ۱۱ ساله مجبور نیست توی بچگیش یکهو خرچه بشه!و   چهارم و پنجم و دلایل بسیار....

کسی که میاد خارج از ایران توی شرایط یکسانی بسر نمیبره. یکی با شرایط دانشجویی میاد اینجا و یکی با شرایط کارگری. یکی هم باشرایط خیلی خوب. ویکی هم معمولی. ولی کلی بگم. چون نظام ( مثلا امریکا رو بگم که بهتر بلدم)   اینجا یک نظام منسجم و مرتبطه و هرکی هرکی و خرتو خر بازی کمتره پس... سیاست و قانون در نظام زندگی مردم تاثیر گذاره.  شما نمیتونی یهو داری ماشین میرونی بپری جلوی خط دست چپی و ویرلژ بدی.... ولو ایرونی باشی و دست رمونت هم که صد البته خوبه!!!حالا توی کشور ایران آقایون روءسا .. هرکی میاد درست مثل یک گله که فقط دور وری های خودشون میچرن و گور بابای بقیه... چه فرقی میکنه که کی بیاد و چی بکنه. مثلا خاتمی به شما جوونها چی داد؟ یک مشت دختر عجق وجق... یک مشت گرسنه عاشق؟ چی به تکنولوژی ایران اضافه شد ؟ انرژی هسته ای؟

احمدی نژاد که اومد چیکار کرد؟ مگه نگفت که مسایل مهمتری وجود داره تا اینکه بیاد دنبال بیحجابی و بدحجابی. لااقل توی امریکاش از روی قیافه میتونی بفهمی که فاحشه است. توی ایران والاه اگر بفهمی؟ همه خوشتیپا که میگن فاحشه نما هستن.

عزیزی که سه ساله اومدی آمریکا. خودت میگی من دوست دارم کسی انتخاب بشه که باعث نشه آبروم بره که من ایرونی هستم؟!!!! یعنی فقط خودت و ابروی خودت و خانواده برات مهمه؟ عزیز از قدیم گفتن پیاده از سواره هیچوقت خبر نداره.... شما ولو که ایران بودی سیاست های حاکم برات ضرری نداشته! بیا و بفکر اون مردمی باش که هیچ راه فراری ندارن. همین. اونا مهم آبروشون نیست. مهم اینه که گوشت بیاد سر سفره اش ! بچه اش ماهی یکبار گوشت بتونه بخوره . نه شما و منی که هر وقت بریم سوپر مارکت بهترین قسمت فیله رو میتونیم کباب کنیم. نه مایی که مهمونی هامون با ۸ جور غذا بازم ابرمون میره!!!!؟ باید واقع بین بود. هروقت برگشتی ایران و برای این مردم از نزدیک کاری کردی که گرهشون باز بشه میتونی در اینده و تصمیمشون هم تاثیر بذاری. البته که من در انتخابات اوباما فعال بودم. هنوز هم ازینکه رای ام رو به یک انسان ابر مرد دادم که توانایی فوق بشری در کلام و رفتارش نمایانه به خودم افتخار میکنم. فرق نکرد اوضاع؟ اینجا نمیتونه اوضاع خراب بمونه!  شما که اینجایی چقدر بهت اجازه رشد دارن میدن؟ توی ایران بهت کی این همه بها میداد؟ .... رای بده ولی وقتی بده که سرنوشت ساز باشه . نه آبرو ساز.

من برام فرق نمیکنه که اقای سبز بیاد روی کار یا اقای ابی. چون در سرنوشت من اثر نمیکنه. ولی اقای سبز که داره در باغ سبز نشون میده نمیتونه بقولش عمل کنه... اینا رو میگه تا شما بهش رای بدین. وقتی کار تموم شد همه گله اش براش دست میزنن و هورا میکشن. و مردم همون اش و همون کاسه رو امتحان میکنن.  

-----------------------

در ادامه خبرها دوستی از ایران برام اینو نوشت: 

دوست ندارم آدمایی که خارج ایرانند نتیجه بگیرند چی برای ایرانی ها خوبه و چی بد! فکر می کنم تا ادم تو این لجن فرو نره و از ترس بیشتر فرو رفتن دست و پا نزنه و بعد فکر کنه چقدر خوبه که هنوز نفس می کشه و می تونه سرش رو بیرون نگه داره....همین کافیه.

حالا خودتون بیشتر فکر کنین.

 با  چن نفری که تلفنی توی ایران این چنروز حرف زدم:

- نفر اول: راستش من باز به این احمدی رای میدم کروبی که ول معطله و زور الکی میزنه . موسوی که ضایع شده رفته پی کارش. باز این احمدی به چن تا بدبخت بیچاره کمک کرده . خیلی هم شجاعه . میاد حرفش رو میزنه!!!!!!!!

- نفر دوم: من که هیچکدوم رو قبول ندارم. ناچارم برم رای بدم چون قراره استخدام رسمی بشم و به مهرش توی شناسنامه ام احتیاج دارم.

- نفر سوم: بابا چه آشی چه کشکی. یک مشت بچه سوسول دنبال آزادی دارن میچرخن . مردم تا کجاشون تو بدبختی گیر کردن  که گره ۸ و  ۹ اشون از هم باز بشه!

-نفر چهارم: سگ زرد برادر شغاله! پس به کی رای میدی؟ نمیدونم اصلا رای نمیدم.

 

 نظر خودم بر اساس اون گزارشی که دیروز  تو ان بی سی از ایران و انتخابات پخش شد:

دعا میکنم که مردم ایران روزی ازین کلاف سر در گم نجات پیدا کنن.  واقعیت اینه که توی ایران تعدادمردمان باکفایتی  که  من ارزش والایی براشون قایلم. خیلی زیاده.ادمهایی که فوق العاده زحمت کشند. آدمهایی که در سخت ترین شرایط دارن خدمت میکنن. بله موندن و میتونستن نمونن. و توانایی بسیاری دارن. چه دانشی / چه کاری: هنرمندان. دانشمندن. کارگران. معلمان. نجارن.نانواها...... مردمانی که خیلی مهربون و صادقند. درست چیزی که توی مردم ایرانی خارج از ایران  کمتر دیده میشه! و فقط مشتی  دروغن و به یک مشت دروغ و مسایل بیربط استناد میکنن تا خودشون رو مطرح کنن. آدمهایی که با اینکه استاد دانشگاههای اینجا هستن ولی سر یک بحث حتی غیر سیاسی توی یک مهمونی دست به یقه هم میشن و کتک کاری راه میندازن! بیشعورن. آدم هایی که میخوان برای اون ایران و برای اون مردم تصمیم بگیرن!آدمهایی که اگر عطر و لباسشون مدل فلان نباشه  توی مهمونی روشون نمیشه افتابی بشن! اینا میخوان براتون توی ایران تصمیم بگیرن.  آدمهایی که هروز دارن به دوست و فامیل پز میدن که اینجان و دارن حال میکنن در حالیکه با شراط خوبی هم زندگی نمیکنن. ولی دارن به شما توی ایران فخر میفروشن. آدمهایی که دولت آمریکا/ مدارس آمریکا داره خرج و هزینه اشون رو میده و براشون مهمه  که کی توی ایران حکومت میکنه؟ ادمهایی که میرن قسم میخورن به پرچم آمریکا و سیتیزن میشن . بعد توی یک مهمونی میگن بخدا از روی ناچاری رفتم سیتیزن شدم. مرده شور این آمریکا رو ببره. آدمهایی که پزشکند و چنتا کلینیک و بیمارستان دارن ولی وقتی میخوان پول بذارن برای نیازمندان توی ایران ۱۰۰ دلار هم که سهله ۱۰ دلار هم نمیدن!!!!! بازم ادامه بدم؟

من نه خودم و نه  این ادم ها محق نیستیم. و ما دلسوز هم نیستیم. امیدوارم  این انتخابات موفقیت آمیز باشه و پیام آزادی واقعی و سلامتی و صلح به ارمغان بیاره. آمین

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت   توسط نوشین  | 

شروین عکسای نوزادیش رو اورده و به دوست نونا نشون میده که ببینه که چقدر بی بی بوده! من به عکسا نگاه میکنم و درست همین موقع های سال بود که من منتظر اومدنش بودم البته ۲ هفته دیگه! شوهری میگه ما چه روزایی رو گذروندیم؟! خیلی عجیبه. و من هرچی به این عکسا نگاه میکنم به خودم مدال چن ستاره میدم که اینقدر خوب و به تنهایی از پس خیلی از مشکلات زندگی براوومدم. و وقتی خیلی زوم میکنم متوجه میشم که اون نیرویی که به من خیلی کمک کرده مثبت و پر انرژی بودنم بوده و بس. و البته من خیلی هم تنها نبودن نه مثل مریم مقدس! شوهری بود. خنده های شیرین نونا که همون موقع دندونهای جلو رو هم از دست داده بود و گرمی نفس شروین توی دستای من توی تابستون ۵ سال پیش!

پیش خودم فکر میکنم که چرا باید آدمی مثل من که عاشق جمع و مهمون و دوست و آشناست باید توی این همه لحظه پر تنش تنها میبوده و حتی یک نفر ولو یک نفر به عیادت من نیومد! البته فقط تعجب میکنم. هیچ حس منفی ندارم. یادم میاد دوستم بهم وقتی زنگ زد گفت نترس نمیمیری! فقط قوی میشی! راست میگفت. من نمردم و اونقدر قوی شدم که معنی عشوه و ناز خیلی از زنها رو درک نمیکنم . یعنی بی حسی ؟!

توی عکس به قیافه خودم زل میزنم و میبینم یک دختر خیلی ساده هست توی اون  که خیلی از زندگی چیز زیادی نمیخواستّ؟ دلش با زندگیش بود و شیش دنگ حواسش به بچه هاش و شوهرش! ولی توی اون ادم همیشه دنبال یک آدم بهتری از خودش بوده و همیشه فکر میکنه باید فرداش مثل دیروزش نباشه!

 

 

خدایا شکر.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت   توسط نوشین  | 

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت   توسط نوشین  | 

حوصله خیلی ها رو ندارم:

-اونیای که خیلی از دماغ فیل افتادن و فقط خودشون رو آدم میدونن و نارسزم دارن شدید.

-اونایی که افسرده اند و همش مینالن

- اونایی که میخوان از من فقط برای منافعشون استفاده کنن- به عبارتی فکر میکنن همه خرند الا خودشون( که بزرگترین خر روزگارن)

- اونایی که هرچی بهشون خوبی میکنی بازم توقع دارن که خوبی کنی. اونم یکطرفه!

-اونایی که فکر میکنن  فقط خودشون مشکل دارن و باید براشون هی دل بسوزونی. اصلا نفهمیدن از کجا امدن و کجا دارن میرن.

- اونایی که همش منفی هستن

- اونایی که فقط همش تو بهر کارند و بس

- اونایی که فکر میکنن خودشون از همه بهترن. بچه اشون هم از همه بهتره. و برای اثبات قضیه هم به تو توهین میکنن همه به بچه ات.

- اونایی که نمیخوان از خواب خرگوشی بیدار شن.

-اونایی که  دنیا رو سیاه و سفید میبینن

- اونایی که هی دگمه های منو فشار میدن و من بیخیالشون میشدم.......................

نتیجه: بیمحلی.. چون حوصله ندارم. زندگی خیلی بهتر ازینه که بخوام اینطوری هدرش بدم.

 

 پ.ن بیربط:

دیروز pilateشروع کردم. نمیتونم بگم چقدر سخت بود. انگاری که له و لورده شدم. ولی بسیار بسیار خوب بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت   توسط نوشین  |