تبليغاتX
سمساری - معجزه

سمساری

من از هر دری خواهم نوشت...از هر دلیلی که باعث نوشتنم شود

بیشتر از کمی گیج میزنم. بی حوصله ام از شدت انتظار. اونجا که تقسیم قسمت میکردن به من گفتن برو تو صف انتظار و تا فعلا اینجام. سرم درد میکنه. امید و خوش بینی تنها موتوریه که هنوز یاتاقان نسوزونده. دلم برای یک نوازش و اینکه سرم رو بکنم توی سینه مادرم و موهامو بو کنه تنگه. یهو توی تنهایی خودم هستم و هنوز حوصله هیچکس رو ندارم. . بچه شدم. آره میدونم. 

بیربط:

۱.برای من تحمل برخی خیلی سخت تر از برخی دیگریست که قابل تحملند.

 ۲. توی روزمره هام میبینم که چجور یک عده خیلی ساده و خنگ میوفتن دنبال یکنفر  چلغوز

۳.ازینکه ساده ام و سادگی پیشه منه خیلی خوشحالم. و خدا رو دارم بس.

۴.پیلاتی معجزه گره. به معجزه ایمان داشته باش.

 

    

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت   توسط نوشین  |